محمدمهدى فقيه بحرالعلوم

22

حكيمه دختر امام جواد ( ع ) ( مدفون در حرم عسكريين ( ع ) ) ( فارسى )

من با تعجب از اينكه در آن وقت شب ، چه موضوعى پيش آمده است ، به سرعت لباس پوشيدم و آماده حركت به‌سوى خانه امام شدم . در مسير منزل آن حضرت ، مدام فكرم مشغول بود ؛ آن‌قدر كه نفهميدم چه موقع به منزل رسيدم . [ محلّه عسكر در سامرا ، زيرنظر جاسوسان حكومت بود . ولى اين مسئله ، مانع از آن نبود كه ياران امام هادى ( ع ) و سپس امام عسكرى ( ع ) ، نتوانند ايشان را ملاقات كنند ] . بشر در ادامه مىگويد : وقتى كه وارد منزل امام هادى ( ع ) شدم ، فرزندش حسن عسكرى ( ع ) و خواهرش حكيمه ( عليهاالسلام ) در خدمتش بودند . امام دستور داد كه بنشينم . پس از عرض سلام و ادب و بوسيدن دست آن بزرگواران ، سراپاگوش در محضرشان نشستم . ترنم زيبا و دل‌انگيز صداى امام ، سكوت مجلس را شكست . حضرت فرمود : « اى بشر ! تو از اولاد ابوايّوب انصارى هستى و رشته محبت و ولايت ما خاندان ، مدام در پدرانت جريان داشته است . بنابراين ، امشب رازى از اسرار خودمان را به تو نمايان مىكنم و مأموريتى مهم را به تو واگذار مىنمايم ! سپس حضرت نامه‌اى نوشت و همراه كيسه‌اى پول ، در اختيار من قرار داد و فرمود : « اين نامه‌اى است به زبان رومى و اين كيسه ، حاوى 220 دينار زر است . اينها را بردار و به بغداد برو .